مطالعه ارتباط رتبه ‌بندی شرکت‌ها بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با اندازه افشای اختیاری اطلاعات

قسمتی از متن پایان نامه :

16-2- سطوح شفافیت

گزارش‌های ارائه شده توسط مدیریت دارای سطوحی از شفافیت می باشد. نیلسن و مادسن[1] سطوح مختلفی از شفافیت در شرکت را به تبیین زیل اظهار میدارند (علوی، 1390):

  1. شفافیت در گزارش‌های ارائه شده

در این سطح اندازه شفافیت واحد تجاری در ارتباط با محیط تجاری و بازار سرمایه مدنظر می باشد. در این حالت تمرکز بر تولیدات واقعی واحد تجاری می باشد. یعنی اعداد حسابداری توانایی انعکاس ارزشهای تاریخی و واقعی فعالیت‌های صورت گرفته توسط واحد تجاری را داشته باشد. شفافیت در این سطح از پیچیدگی های زیادی برخوردار می باشد. در این حالت شفافیت میتواند به عنوان انتظارات و استراتژی اصلی شرکت باشد. در این باره مدیران شرکت، تنظیم کنندگان استاندارد، دانشگاهیان، تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران هریک ساختار شفافیت را به گونه ای متفاوت می بینند.

تصور بر این می باشد که افشای داوطلبانه گزارش‌های مالی تمام عملکرد و فعالیت‌های واحد تجاری را پوشش میدهد. تحقیقات بازار سرمایه نشان میدهد که شرکت‌ها در بهبود افشا و ارائه شفاف تر اطلاعات می کوشند، به همین مقصود سطح تحلیلی صورت‌های مالی را افزایش داده تا هزینه های سرمایه ای را کاهش دهند و به نیاز بهره گیری دکنندگان صورت‌های مالی که ارائه هرچه بیشتر اطلاعات می باشد پاسخ دهند تا آنها را به سرمایه‌گذاری در شرکت و تخصیص بهینه منابع جذب کنند.

مجموعه اطلاعات شفاف به ایجاد ارتباط بین سازمان و بازار سرمایه و گزارش‌های مالی سنتی، به ارزش ذاتی و رشد بازدهی شرکت کمک می ‌کند و همچنین گزارش‌های تجاری و گزارش‌های مدیریتی سریعترین روش برای مطلع کردن سرمایه‌گذاران از طرح‌های آینده مدیریت می باشد که این امر به نوبه خود موجب ارزش‌آفرینی برای واحد تجاری می گردد و این به شفافیت و ارائه صادقانه اطلاعات وابسته می باشد. تنها مشکلی که هست تعیین اندازه شفافیت و صداقت در ارائه گزارش‌هایی می باشد که به عقیده نیلسن و مادسن بسته به اهداف متمایزی می باشد که افراد دنبال می‌کنند. برای مثال شفافیت در سیستم سازمانی از شفافیت عملکرد و از شفافیتی که سهامداران به دنبال آن هستند دارای درجات و مقادیر متفاوتی می باشد.

شفافیت اطلاعات و پاسخگو بودن یک شرکت تنها نسبت به سرمایه‌گذاران نیست، بلکه نسبت به کل جامعه می باشد. به عنوان مثال گزارش‌های حسابداری محیط زیست و مسوولیت‌های اجتماعی کیفیت گزارش‌های شرکت را افزایش داده و اثبات می ‌کند که حتی در نظام مالی سرمایه‌داری و در میان اصول ارگانی و سازمانی هم میتوان عدالت اجتماعی را ایجاد نمود.

به بیانی دیگر اطلاعات شفاف و پاسخگو بودن شرکت در جامعه دو فایده دارد:

  1. گزارش اقدامات اجتماعی شرکت صورت می‌گیرد.
  2. نسبت به اینکه چه کارهایی نباید صورت بگیرد هشدار داده می گردد.

شفافیت در این سطح به معنی افشای پی در پی اطلاعات نیست، بلکه شفافیت افشای مناسب اطلاعات می باشد و شفافیت نقطه اشتراک بین عرضهکننده اطلاعات، بهره گیری‌کننده اطلاعات و تنظیم کننده گزارش‌ها و اطلاعات مستقر می ‌کند.

  1. شفافیت در افشای اطلاعات عمومی

شفافیت را میتوان از طریق نزدیک کردن گزارش عملکرد شرکت به گزارش عملکرد مدیریت به دست آورد؛ زیرا بر اساس گزارش‌های مدیریتی بهتر میتوان نحوه عملکرد را اندازه‌گیری و مطالعه نمود. ارائه نشدن اطلاعات عمومی همراه با نداشتن توانایی پیش‌بینی می باشد؛ زیرا این مسئله آگاهی نداشتن سرمایه‌گذاران را در ارتباط با انتظارات رشد و افزایش فناوری شرکت به همراه می آورد و ارائه جزئیات عملکردهای آتی و قراردادن اطلاعات داخلی و افشای اطلاعات عمومی به سرمایه‌گذاران باعث افزایش ارزش سهام شرکت در بازار می گردد.

اطلاعات عمومی علاوه بر اطلاعات مالی، اطلاعات غیر‌مالی و اطلاعات فرعی را شامل می گردد و در بعضی موارد طرح‌ها و برنامه‌های آتی واحد تجاری را در بر می‌گیرد. این قبیل اطلاعات در تصمیم‌گیری بهتر برای سرمایه‌گذاران و مدیران شرکت بسیار مفید و موثر می باشد اما آن چیز که سرمایه‌گذاران به دنبال آن هستند دسترسی به اطلاعاتی در ارتباط با تصمیمات آتی واحد تجاری می باشد که در ایجاد جریانات نقدی آتی واحد تجاری و در نحوه تصمیم‌گیری آنان نیز موثر می باشد. همچنین، این اطلاعات در روابط خارجی واحد تجاری هم میتوان مفید واقع گردد. عنصر اصلی در ارائه همه نوع اطلاعات مالی و غیر‌مالی، اصلی و فرعی در واقع شفافیت و شفاف سازی هر چه بیشتر می باشد. به بیانی دیگر بهبود و افزایش گزارش‌های شرکت در گرو افشای همه نوع اطلاعات می باشد و ایجاد شفافیت در چارچوب گزارش‌های عمومی به انواع گزارش‌های داخلی مدیریت نزدیک می باشد.

  1. شفافیت در گزارش‌های مدیریتی

بین افشای زیاد و به تبع آن هزینه افشا و افشای اندک اطلاعات، دو دیدگاه متفاوت هست. در دیدگاه اول بحث هزینه- منفعت مطرح می باشد؛ زیرا ممکن می باشد از افشای زیاد که هزینه‌های فراوانی دارد، منافع کمی حاصل گردد. در بعد دیگر مساله افشای کم مطرح می باشد که البته مطلوب سرمایه‌گذاران و سهامداران نیست. اما آن چیز که اهمیت دارد قدرت اثرگذاری اطلاعات افشا شده می باشد.

از این رو بعضی از حسابداران عقیده دارند که شفافیت اطلاعات یعنی افشای اطلاعات مالی و غیر‌مالی موجب ارزش‌آفرینی برای شرکت می گردد. به اعتقاد آنها این حق بهره گیری‌کننده صورت‌های مالی می باشد که از تمام اطلاعاتی که موجب افزایش ارزش واحد تجاری می گردد مطلع باشند. برخلاف آنان رابرتز[2] اعتقاد دارد که افشای همه نوع اطلاعات فقط برای مدیریت می باشد آن هم در جهت تصمیم‌گیری، کنترل و اداره کردن سازمان می باشد و برای جبران این افشا نشدن میتوان از گزارش‌های مدیریت به عنوان یک جایگزین مناسب بهره گیری نمود.

در شرایط بازار رقابتی نیز این تفکر بهتر می باشد؛ زیرا بسته به تصمیم مدیر، شرکت متحمل هزینه غیرمستقیم افشاسازی همه نوع اطلاعات در بازار نمی‌گردد؛ هرچند که مساله پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری مدیر در این افشا نشدن کامل به چالش کشیده می گردد.

[1] Nilson and  Madsen

[2] Raberts

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش‌های پژوهش:

پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخی به این سوالات می باشد که:

سوال 1- آیا هرچه رتبه شرکت بر‌اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی بالاتر باشد، اندازه افشای اختیاری آن، بیشتر می باشد؟

سوال 2- آیا بین تغییر رتبه شرکت بر‌اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با تغییر اندازه افشای اختیاری، ارتباط هست؟

پایان نامه مطالعه ارتباط رتبه ‌بندی شرکت‌ها بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با اندازه افشای اختیاری اطلاعات

پایان نامه مطالعه ارتباط رتبه ‌بندی شرکت‌ها بر اساس شاخص‌های مالی و غیر‌مالی با اندازه افشای اختیاری اطلاعات

پایان نامه - تز - رشته حسابداری